تبلیغات
دلنوشته های خاص... - الان که باران میبارد ...

دلنوشته های خاص...

تمام داراییم خداییست که دغدغه ی ازدست دادنش راندارم.

الان که باران میبارد ...



 الان که باران میبارد...!


وهوا دونفره است ...!


دلم کمی قدم زدن میخواهد  زیرش...

 

نه خدایاجنس مخالف نمی خواهم که دستش دردستانم باشد

 

من فقط تورامی خواهم ...فقط تو


خودم باشم و خودت...

 

می دانی خداکمی بغض درگلویم پنهان کردم می خواهم

 

برای تواشکارش کنم

 

فقط خواهش میکنم خدایانصیحتم نکن مثل همیشه آرامم کن


برایم حرف بزن


و من ساکت میشم  و فقط گوش میکنم... 


وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (اعراف؛204)


اما من خجالت میکشم چیزی  بگویم...!


آخر بازهمان بهانه های الکی ست...!

 

اما خدای خوبم ؟؟؟


جزتوکسی حوصله شنیدن حرفهایم

 

راندارد...!

دلم میخواهد درهمین حال تمام حرفا و دلتنگی هایم را


 فقط وفقط به خودت که مهربانترینی بگویم ...!

 



[ شنبه 17 بهمن 1394 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ MAHTAB ] [ نظرات() ]

نمایش نظرات 1 تا 30